دستهبندی: بدون دستهبندی










دیوان فروغ فرخزاد (چاپ آلمان) متن کامل همراه با نامه های چاپ نشده
توضیحات
🔄 بهروزرسانی خودکار قیمت — آخرین بهروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۵/۰۱ ساعت ۲۰:۳۹، بر اساس نرخ روز دلار آمریکا · قیمت فعلی: ۲۱۲٬۵۰۰ تومان
تهیه کتابهای نایاب قدیمی و جدید دیوان کامل فروغ فرخزاد فروغ الزمان فرخ زاد معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونههای قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در 32سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت. فروغ با مجموعههای اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم ساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعهٔ تولدی دیگر، تحسین گستردهای را برانگیخت. سپس مجموعهٔ ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران بهعنوان شاعری بزرگ تثبیت کند. آثار واشعار فروغ به زبانهای انگلیسی، ترکی، عربی، چینی، فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی، آلمانی وعبری ترجمه شدهاند. در میان چاپ های متفاوتی که از دیوان اشعار فروغ به چاپ رسیده است . یکی از نسخه کامل این دیوان کلیه پنج دفتر فروغ فرخزاد را شامل می شود . دیوان فروغ به چاپ آلمان است که این کتاب در دهه هفتاد در کشور آلمان توسط ناشری ایرانی در آلمان به چاپ رسید. و این نسخه چاپ شده بسیار کم است اگرچه مدتی است نسخه های کپی در بازار فروخته میشود که متاسفانه نه حق ناشر رعایت شده است و نه نسخه چاپ آلمان است بلکه همین نسخه موجود در بازار را کپی نموده و روی جلد آن به کم لطفی چاپ آلمان نوشته اند.ما نسخه اصلی این کتاب را موجود داریم که از خارج کشور خریداری شده است. قسمت هایی از کتاب دیوان اشعار فروغ فرخزاد (لذت متن) دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا سخت گرفتست به بر راز این حلقه که در چهره او،این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند مبارک باشد،دخترک گفت دریغا که مرا باز در معنی ان شک باشد،سالها رفت و شبی..... زنی افسرده نظر کرد بر ان حلقه زر،دید در نقش قروزنده ان روزهایی که به امید وفای شوهر،به هدر رفته هدر زن پریشان شد و نالید که وای،وای از این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است،حلقه بندگی و بردگی است آه فروغی برایم نمانده تا عصیان کنم،تولدی دیگر شدیدا نیاز است ،شاید اسیر شوم،رو به دیوار،شاید ایمان آوردم به آغاز فصل سرد.... فکر نکنم دیگر کسی بیاید فروغ جان اگر آمد هم بقول هوشنگ ابتهاج نیامدی و دیر شد ... چه شد که امروزه فروغ دلنشین تر شد؟ مگر فروغ همانی نیست که فاحشه خوانده میشد... همانی که دیوانه بود... همانی که دیوانش بزور به چاپ سوم رسید... کسی آمد که من خبر ندارم؟ فروغ ، زنی که بی ادعا ترین روشنفکر ادبیات ایران است بنظر من... زنی با دستانی سیمانی...که آزادانه مینوشت،عاشقانه،عصیانگ و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دست های سیمانی زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت امروز روز اول دیماه است من راز فصل ها را میدانم و حرف لحظه ها را میفهمم نجات دهنده در گور خفته است وخاکخاک پذیرنده اشارتی ست به آرامش زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت در کوچه باد می آید در کوچه باد می آیدنظرات
دستهبندی: بدون دستهبندی