دستهبندی: بدون دستهبندی






جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران از(احسان طبری)
توضیحات
🔄 بهروزرسانی خودکار قیمت — آخرین بهروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۵/۰۱ ساعت ۱۹:۳۶، بر اساس نرخ روز دلار آمریکا · قیمت فعلی: ۲۱۲٬۵۰۰ تومان
تهیه کتابهای نایاب قدیمی و جدید احسان طبری، یکی از مهمترین نظریهپردازان حزب توده، در کتاب برخی بررسیها پیرامون جهان بینیها و جنبشهای اجتماعی در ایران برجستهترین متفکران سیاسی و اجتماعی ایران را معرفی میکند و جریان اندیشه را در فرهنگ این سرزمین نشان میدهد. وی میکوشد در این کتاب طرحی کلی از تفکرات مردم ایران را از پیش از اسلام تا زمان انتشار کتاب (سال 1348) ترسیم کند. حق و باطل دو مفهومی هستند که در طول تاریخ، معنایشان دستخوش تغییرات بسیاری شده است. فرقی ندارد که در کدام سو قرار گرفته باشید؛ شما همواره خود را در جبههی حق تصور میکنید و به امید رستگاری ابدی، زندگی خود را میگذرانید. آدولف هیتلر و طرفداران رایش سوم خود را برحق میدانستند و دیگر مردم جهان را گمراهانی میپنداشتند که باید از سر راه برداشته شوند. مشی سیاسی استالین نیز زمانی پیروان بسیاری داشت؛ پیروانی که حتی حاضر بودند جان خود را در این راه فدا کنند. نظریههای سیاسی رفیق استالین، مارکس و انگلس در ایران نیز طرفدارانی داشت. ایرانی که پس از پایان جنگ جهانی دوم بیش از هر زمان دیگری مشکلات اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی گریبانش را گرفته بود. در این شرایط وقتی سخن از تکریم طبقهی کارگر و عدالت اجتماعی به میان آمد، مشخص بود که جوانانی جذب این جریان سیاسی میشوند و با آن همراه میگردند. اگر اکنون به آن دوران نظر بیفکنیم، احتمالاً پیوستن به جریان مارکسیسم بهترین و دمدستیترین راهحل به نظر برسد؛ راهی که جوانان بسیاری بعدها به آن پیوستند. اولین دانشجویی که جذب تئوری عدالت اجتماعی در مارکسیسم شد و به گروه 53 نفر راه یافت، احسان طبری (Ehsan Tabari) نام داشت. جوانی که بنا بود یکی از مهمترین نظریهپردازان حزبی شود که چند سال بعد، «حزب توده» نام گرفت. در فلسفهی خیام دو نوع پرخاش را از هم باید تمیز داد: پرخاش علیه نظام موجود اجتماع و معتقدات خرافى و پرخاش علیه سرنوشت طبیعى انسان، علیه طبیعت. اعتراض به مرگ، اعتراض به طبیعت سپرى و فناپذیر انسان یکى از مواضیع عمدهی فلسفه خیام است. براى خیام مفهوم نیست که چگونه کوزهگر هر جام لطیف وجود را چنین بىرحمانه مىشکند و حال آنکه حتى مستى از گسستن ترکیب پیاله احتراز دارد. براى خیام مفهوم نیست که چرا باید فلک لعبتباز ما را چون لعبتکانى چند به بازى وادارد و سپس با گستاخى به صندوق عدم باز گرداند. چرا باید چون آبى از مخازن پنهانى بیرون جوشید ولى چون بادى با سرعت گذشت و در افقهاى دور محو شد. شگفتى خیام که به هر جهت به وجود مبدأ مرید و عادل و عاقلى براى جهان ولو به شکل عام فلسفى آن باور داشت بیش از شگفتى یک آتهئیست است که منکر وجود چنین مبدایى است. اگر چه همین اعجاب در قبال ناچیز و سپنج بودن زندگى انسان و بىدادگرانه بودن مرگ مردمشکار، ناچار خیام را به تردید در اصل مطلب و در وجود آفریدگارى براى جهان وامىدارد زیرا اگر در واقع جهان آفرینندهی خردمندى داشت، بعید مىنمود که وى راضى مىشد که چنین بىرحمانه رشتههاى زندگى را بدرّد. بدینسان اعتراض خیام علیه طبیعت، علیه فناپذیرى انسان به صورت اعتراض علیه اجتماع و مذاهب مسلط نیز بروز مىکند و این نوع اعتراض با هم پیوند مىیابد. مسألهی مرگ و فناپذیرى انسان به مثابه معمایى بغرنج در برابر بسیارى از متفکران باستانى مطرح بود. آه دردناک از نهاد هر انسانى در برابر این تاراج طبیعت از بساط رنگین شعورها، عواطف، تفکرهاى خلاق، احساسات ظریف و قرایح و معلومات و تبحرهاى حیرتانگیز انسانها برمىآید.نظرات
دستهبندی: بدون دستهبندی